close
تبلیغات در اینترنت
دانلود کتاب رمان تقصیر لیلا نبود

کتابخانه مجازی جهان نوین

http://jahannoen.rozfa.com/

دانلود کتاب رمان تقصیر لیلا نبود

 نوشته ر-نصرالله پور ( ستاره )  یه حلقه طلا بود ولی چقدر آشنا بود . انگار قبلاً اونو جایی دیده بودم . این انگشتر رو توی دستای ظریف و سفید یه دختر دیده بودم . اما کجا ؟؟؟ نیازی به فکر کردن نداشت ، آره درسته . توی دستای کوچیک لیـــلا !!!!!!دختری که قبلاً برام لقب نامزد رو داشت . یادمه انگشتر رو خودم توی دستاش کردم تا نشون شده ی خودم باشه ولی این انگشتر اینجا چیکار میکرد ؟ شاید خودش بعد از اون ماجرا انگشتر رو پس آورده باشه . وقتی که من نبودم ....تپش قلبم زیاد شده بود . نگین های سفید ریز انگشتر…

 نوشته ر-نصرالله پور ( ستاره )  یه حلقه طلا بود ولی چقدر آشنا بود . انگار قبلاً اونو جایی دیده بودم . این انگشتر رو توی دستای ظریف و سفید یه دختر دیده بودم . اما کجا ؟؟؟ نیازی به فکر کردن نداشت ، آره درسته . توی دستای کوچیک لیـــلا !!!!!!دختری که قبلاً برام لقب نامزد رو داشت . یادمه انگشتر رو خودم توی دستاش کردم تا نشون شده ی خودم باشه ولی این انگشتر اینجا چیکار میکرد ؟ شاید خودش بعد از اون ماجرا انگشتر رو پس آورده باشه . وقتی که من نبودم ....تپش قلبم زیاد شده بود . نگین های سفید ریز انگشتر…

جدید ترین مطالب سایت

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. کتاب اسلام وجهانی شدن نوشته دکترعمادافروغ

    639 مشاهده 0 پاسخ elahe
  2. بانک اطلاعاتیaccess2007

    372 مشاهده 0 پاسخ daod
  3. بانک اطلاعاتیaccess2007

    448 مشاهده 1 پاسخ daod
  4. جهانی شدن اقتصاد از رویا تا واقعیت

    385 مشاهده 0 پاسخ daod
  5. شازده كوچولو

    416 مشاهده 0 پاسخ daod
خلاصه داستان :

 نوشته ر-نصرالله پور ( ستاره )

 یه حلقه طلا بود ولی چقدر آشنا بود . انگار قبلاً اونو جایی دیده بودم . این انگشتر رو توی دستای ظریف و سفید یه دختر دیده بودم . اما کجا ؟؟؟ نیازی به فکر کردن نداشت ، آره درسته . توی دستای کوچیک لیـــلا !!!!!!
دختری که قبلاً برام لقب نامزد رو داشت . یادمه انگشتر رو خودم توی دستاش کردم تا نشون شده ی خودم باشه ولی این انگشتر اینجا چیکار میکرد ؟ شاید خودش بعد از اون ماجرا انگشتر رو پس آورده باشه . وقتی که من نبودم ....
تپش قلبم زیاد شده بود . نگین های سفید ریز انگشتر خاطرات تلخی رو بیادم می آورد . خاطراتی از یه ماجرای قدیمی ، ماجرایی که میشد بوی خیانت رو بعد از سیزده سال بازم حس کرد . نفس بلندی کشیدم و انگشتر رو سر جاش گذاشتم . خاطرات زیادی به یادم اومده بود . خاطراتی از روز های تلخ .

- هنوز بهوش نیومده . دکترا میگن ضربه ای که به شکمش خورده خیلی عمیقه .
وقتی ماجرا رو براشون تعریف کردم گریه میکردم . به خاطر عشقم ، به خاطر این همه عشقم که به پای لیلا ریختم . به خاطر
  ...
مادر فقط نفرین میکرد . سیما باهام گریه میکرد ، به خاطر عشق شکست خورده ی داداشش. یونس کنار بابا ایستاده بود و فکر میکرد . پدر هم زیر لب چیزی رو زمزمه میکرد . حتماً داشت به آبروش فکر میکرد آخه ما کارت عروسیمون رو هم پخش کرده بودیم و بلیط ها رو هم گرفته بودیم تا هفته ی بعد بریم فرانسه . قرار بود من که لیسانس معماری داشتم برم فرانسه و ادامه تحصیل بدم و همونجا زندگی کنیم ، آخه بورسیه قبول شده بودم .
توی خانواده ام تنها کسی که ناراحت نبود ندا بود .
ندا باردار بود ولی چند ساعت کنار اتاق لیلا ایستاده بود وهر چی یونس میگفت بشینه ، گوش نمیداد و میگفت :
-
  شاید اشتباهی رخ داده . تو نباید زود قضاوت کنی . من لیلا رو میشناسم . دختر خوبیه .
بلند شدم و به طرف ندا رفتم :
-
  چی میگی ندا ؟ نبودی تا پول ها رو توی دست لیلا ببینی . نبودی تا ببینی وقتی لیلا منو دید چطور رنگش پرید . اگه تقصیر لیلا نبود چرا از خودش دفاع نکرد ؟ چرا ساکت بود و اجازه داد بهش تهمت بزن

دانلودرایگ

دانلود نسخه ژی دی اف کتاب دانلودکتاب تقصیرلیلانبود

چای سبز لاغری تیما
توضیحات / دانلود گزارش کد : 109

اخبار سینما

اخبار سینمای داخل و خارج

250 فیلم برتر

250 فیلم برتر از نگاه سایت imdb

نقد و بررسی

نقد و بررسی بهترین فیلم های جهان